تبلیغات
کانون فرهنگی تبلیغی سیره شهدا-شهرستان بشرویه - ازدواج به سبک شهدا
..«.صد جمعه دیده ایم و شما را ندیده ایم از درد گفته ایم و دوا را ندیده ایم چشمان ما هر آنچه به جز یار دیده است از بخت تیره وجه خدا را ندیده ایم «...
درباره ما
نسال الله منازل الشهداء و معایشه السعداء و مرافقه النبیاء
لذا كانون فرهنگی تبلیغی سیره شهداء شهرستان بشرویه با الهام از سیره آن عزیزان(شهیدان) و رمز پیروزی 8 سال دفاع مقدس و براساس بیانات و تأكیدات مقام عظمای ولایت بر این است كه بتواند گوشه‌ای از این رسالت سخت و عظیم اما مورد نیاز را بدوش بكشد. تا سهمی در اجرای فرامین مقام معظم رهبری داشته باشد

والسلام علی من اتبع الهدی

مدیریت کانون فرهنگی تبلیغی
سیره شهدا بشرویه


شماره پیامک کانون50002010382820
نویسندگان
لینک های ویژه
پیوندهای روزانه
آماروبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
دیگر امکانات
جنگ دفاع مقدس (کد افکت گذاری روی تصاویر )

کد ِکج شدَنِ تَصآویر

کد دایرکتور

www.doostqurani.ir/

دوست قرآنی" href="http://doostqurani.ir/">دوست قرآنی

امرین به معروف و نهی از منکر ذکر ایام هفته ذکر روزهای هفته دانشنامه عاشورا کد تابلو شهدا شرمنده ایم div style="border-width: 0px; z-index: 1000; position: fixed; left: 0px; bottom: 0px;">
ثامن تم؛مرجع قالب و ابزار مذهبی وبلاگ و سایت

دایـــرکتوری افـــسران ارزشـــی

سایت رسمی سربازان اسلام; www.sarbazaneislam.com پرتال جامع فرهنگی اطلاع رسانی راسخون سجــود | پایگاه دانلود تصاویر مذهبی طراحی سایت ارزان
داخلی
مطالب اخیر وبگاه
http://www.dana.ir/content/upload/ac3c0144-db4f-4e1d-9325-50313be27968.jpg

دو نیمه سیب

مجموعه خاطرات ازدواج در سیره شهدا (2)

 

رسول خدا (ص) فرمودند: ((مهر ها را سنگین نگیرید؛مهر و محبت را خدا باید فراهم کند(نه مهریه زیاد!) )).

مستدرک الوسائل،ج15،ص67


http://sanandaj.kowsarblog.ir/media/blogs/sanandaj/pic3.jpg



 11- مهریه من واو

مخالفت خانواده ام وقتی علنی شد که از تصمیمم برای ازدواج با یک جانباز قطع نخاعی باخبر شدند! روی همین حساب هم بود که مهریه را نسبتا زیاد گرفتند تا شاید این ازدواج سر نگیرد.

ولی من که خیر دنیا و آخرت را هدف گرفته بودم،بدون هیچ مخالفتی مهریه تعیین شده را که 124 سکه بود،با حسین در میان گذاشتم. او هم که از عقیده ام مطلع بود،گفت مانعی ندارد.

اما خدا می داند که مهریه من،ارزش جانبازی او بود و بس؛که این بالاتریتن ارزش ها و مهریه هاست.

شهید حسین دخانچی

نگین شکسته،ص37 و 39

 

امام صادق (ع) فرمودند: (( هر زنی که مهریه اش را به شوهرش ببخشد،برای هر درهمی،ثواب آزاد کردن بنده ای برایش منظور می گردد)).

ارشاد القلوب،ج 1،ص174

 12-دل شکستن بس است

سال 58 تصمیم به عقد رسمی گرفتیم.مادرم مهر مرا بالا گرفته بود تا حداقل یک چیز این ازدواج که از دید آنها غیر معمول بود،شبیه بقیه مردم شود!اگرچه هیچ کداممان موافق نبودیم،ولی اسماعیل گفت: (( تا اینجا به اندازه کافی دل مادرت را شکسته ایم! برای من چه فر قی دارد؛من چه زیاد چه کمش را ندارم! راستی نکند یک بار مهرت را بخواهی،شرمنده ام کنی!)).

من هم که نمی خواستم به مادرم بی احترامی شده باشد مهریه پیشنهادی را قبول کردم؛اما همانجا قبل از آنکه وارد سند ازدواج کنند به اسماعیل بخشیدم.

شهید اسماعیل دقایقی

نیمه پنهان ماه 4، ص 26 و 27

 
http://media.jamnews.ir/Original/1393/04/22/IMG16031013.jpg

پیامبر اسلام (ص) فرمودند: (( کسی که خوش دارد با پاکی و پاکیزگی به لقای الهی برسد،باید در حالی به حضورش رسد که همسری گزیده باشد)).

وسائل الشیعه،ج20،ص18

 

13-کاغذ خواستگاری

هنوز آن کاغذ را دارم؛شرایطش را خلاصه،رویش نوشته بود و پایینش را امضا کرده بود.تمام جلسه خصوصی صحبت ما درباره ازدواج ختم شد به همان کاغذ؛مختصر و مفید.

بعد از باسمه تعالی،ده تا از نظراتش را نوشته بود.بعضی هایش اینطور بودند:

« داشتن ایمان به خدا و خداجویی؛

مقلد امام بودن و پیروی از رساله ایشان؛

شغل من پاسدار است؛

مشکلات آینده جنگ؛

مکان زندگی؛

انگیزه ازدواج،رسیدن به کمال.»

عبارت ها کوتاه بود؛اما هر کدام یک دنیا حرف داشت برای گفتن.

شهید سید علی حسینی/ ساکنان ملک اعظم3،ص78

 

رسول خدا (ص) فرمودند: (( به پیروان هم شأن خود زن دهید و از هم قدران خود زن بگیرید و برای نطفه ها محل مناسب انتخاب کنید.))

اصول کافی،ج5،ص332

 

14-تابع رهبری

دیپلمم را تازه گرفته بودم که آمدند خواستگاری.شرط ها و معیارهایمان را گفتیم اما هر کدام با یک محور اصلی؛شرط اصلی من،ماندنش در سپاه بود؛آن هم نه بصورت مقطعی.

او هم شرط کرد که باید به حضرت امام(ره) اعتقاد داشته باشی و مطیع بی چون و چرای رهبری باشی.

البته این از شرط های خود من هم بود

شهید حاج حسن بهمنی

یک ستاره از خاک

 

امام جواد (ع) فرمودند: (( هر کس به خواستگاری دختر شما آید و به تقوا و تدیّن و امانتداری او مطمئن باشید،با او موافقت کنید و گر نه شما سبب فتنه و فساد بزرگی در روی زمین خواهید شد.))

تهذیب الاحکام،ج7،ص396

 

15-ایمان و اخلاق

پسر عمه دختر دایی بودیم و در جریان انقلاب بیشتر به دو هم رزم شباهت داشتیم تا فامیل.

زمستان 56 بود که از من خواستگاری کرد و من که آن موقع در سرم تب  و تاب انقلاب بود،خیلی بهم برخورد.

یک سال و چند ماه از این جریان گذشت و در این بین،او بود که با اصرار و خواندن آیات و روایات،سعی در متقاعد کردنم داشت؛تا اینکه یک بار برای اتمام حجت آمد و گفت: «معصومه،خودت می دانی که ملاک من برای انتخاب تو،ظاهر و قیافه نبوده ولی اگر باز فکر می کنی این قضیه منتفی است بگو که دیگر با اصرارم تو را اذیت نکنم.»

نشتم و با خودم خلوت کردم.روایت دیده بودم که اگر خواستگاری برایتان آمد و با ایمان و خوش اخلاق بود،رد کردنش مفسده به دنبال دارد؛هیچ دلیلی برای رد کردنش به ذهنم نرسید،گفتم رایم.

شهید اسماعیل دقایقی

نیمه پنهان ماه4

 

 http://shohadayeiran.com/files/fa/news/1392/12/27/16692_226.jpg

امیر المومنین (ع) فرمودند: (( اگر حد کفایت بی نیازت سازد،کمترین چیز دنیا بی نیازت سازد؛و اگر حد کفایت نیازت را بر طرف ننماید،هیچ چیز دنیا بی نیازت نسازد)).

تحف العقول،ص378

 

16-خانه یا مرغدانی

روی پشت بام خانه یکی از برادرهای بسیجی،اتاقی بود که آن را مرغدانی کرده بود ولی بعلت بمباران استفاده نمی شد.

کف آن مرغدانی را آب انداختم و با چاقو زمینش را تراشیدم.حاجی هم یک ملحفه سفید آورد با پونز زدیم که بشود دو تا اتاق.بعد هم با پول تو جیبی ام کمی خرت و پرت خریدم؛دو تا بشقاب،دو تا قاشق،دو تا کاسه و یک پتو هم از پتوهای سپاه آوردیم.یادم هست حتی چراغ خوراک پزی نداشتیم؛یعنی نتوانستیم بخریم و آن مدت اصلا غذای پختنی نخوردیم.این شروع زندگی ما بود.

شهید محد ابراهیم همت

نیمه پنهان ماه2،ص24

 

 

 

 

 

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: ((دین ندارد کسی که بر  سر عهد و پیمانش نیست.))

مستدرک الوسائل،ج16،ص96

 

17-به شرط ترک سیگار

همان روز خواستگاری یا زمان خواندن خطبه عقد بود که مادرم گفت:قول می دهد که سیگار هم نکشد.خانمش هم گفت:مجاهد فی سبیل الله که نباید سیگار بکشد؛سیگار کشیدن دور از شأن شماست!

وقتی برگشتیم خانه،رفت جیب هایش را گشت؛سیگارهایش را درآورد،له شان کد و برد ریخت توی سطل. گفت: (( تمام شد[...] دیگر هیچ کس دست من سیگار نمی بیند.))

همین هم شد.

خانمش می گفت: یکی دو سال از ازدواجمون می گذشت،رفتم پیشش گفتم:این بچه گوشش درد می کنه؛این سیگار را بگیر یه پک بزن،دودش را فوت کن توی گوشش.گفت: (( نمی تونم.قول دادم دیگه سیگار نکشم.))گفتم:بچه داره درد میکشه!گفت: (( ببر بده همایه بکشه و توی گوشش فوت کنه.دیگه هم به من نگو.))

شهید محمد ابراهیم همت

به مجنون گفتم زنده بمان،ص202و203

 

 

 

 

توقعات مادی زیاد و بالا،موجب تنگی معیشت و موجب ناراحتی خود انسان می شود.اگر انسان توقع خودش را از زندگی توقع کمی قرار دهد،این مایه سعادت خواهد بود.

مقام معظم رهبری،مطلع عشق،ص100


http://www.defapress.ir/IDNA_media/image/2014/07/32392_orig.jpg

 

18-عزت نفس

خرید طلا و جواهرات برای عروس،مثل همیشه رسم بود؛ولی اینها با وضع مالی یک معلم ساده جور در نمی آمد.از طرفی هم عزت نفسش اجازه نمی داد جوری مطرح کند که اثر بدی داشته باشد یا باعث ناراحتی شود.

وریات را می خرید؛به طلا و جواهر که می رسیدیم می گفت: (( انها باشد سر فرصت در وقت مناسب با سلیقه یکدیگر بخریم.))

خوشم می اومد که چنین عزت نفس و مناعت طبعی داشت.

شهید محمدعلی رجایی

نرم افزار دولت عشق بخش خاطرات



نویسنده کانون فرهنگی تبلیغی سیره شهدا در 10:20 ق.ظ | نظرات()
سه شنبه 31 مرداد 1396 08:20 ق.ظ
This blog was... how do I say it? Relevant!!
Finally I have found something which helped me. Appreciate it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir